واي خداي من چقدر دلم تنگ شده است براي نوشتن و فرصتي نيست
اما
چقدر دلتنگ بودم برا وبلاگ عزيزم و نوشته هاي خودم
چقدر دلم مي خواهد فرصتي شود براي نوشتن دوباره
برچسب: نویسنده: لیلا کمالی تاريخ: سه شنبه 27 اسفند 1398 ساعت: 18:24
دقيقا وقتي سرو سامان گرفتم جابجاشدم و هيچ کس نميفهمد که در ازدحام اين همه خستگي تن و روح چه کشيدم من ....من از کار و حجم آن هراسي ندارم و عاشق يادگيري هستم اما الان واقعا شرايطش را نداشتم بخصوص من را
برچسب: نویسنده: لیلا کمالی تاريخ: سه شنبه 27 اسفند 1398 ساعت: 18:24
بله حتما ميگذرد و من ايمان دارم به مهرباني خداي خوبم
به بزرگواري خداي خوبم
ميگذرد ولي خاطرات اش مي ماند
خاطرات دوستاني که بخاطر سلامت ما بي ريا آمدند و خاطره شدند
در روزهايي که گفتند هيچکس از خانه بيرون نرود
اري من ايمان دارم به بزرگي خداوند مهربان و خالق بزرگم که اين روزهاي کرونايي هم ميگذرد و ...
و بهار زيبا مي آيد
قطعا بهار زيبايي در راه است قطعا
برچسب: نویسنده: لیلا کمالی تاريخ: سه شنبه 27 اسفند 1398 ساعت: 18:24
سلام کرونا جان خوب همه رو گذاشتي سر کار اي واي کرونا و البته براي من حسن هاي زيادي داشتدور همي هاي کاري جذاب وشيک و دوست داشتني با رعايت تمام اصول بهداشتيديدار عزيزان مهربانم با رعايت تمام اصول بهدا
برچسب: نویسنده: لیلا کمالی تاريخ: سه شنبه 27 اسفند 1398 ساعت: 18:24